محمدساممحمدسام، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره

هدیه ای از طرف خداوند

دوباره می‌خواهیم شروع کنیم برای ثبت خاطرات، این بار من و محمدسام باهم

یادداشت هایی فقط برای تو پسرم

1391/10/10 15:53
نویسنده : شادی خزانی
1,571 بازدید
اشتراک گذاری

می خوام امروز برایت حرفهایی بزنم که مطمئنم روزیی حتما به کارت می یاد مامانی

پسر ِخوبم میدونم که تو هم یه روزی عاشق می شی. 
میای وایمیستی جلوی من و بابات و از دخترکی می گی که دوسش داری!... 
این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق....! 
که تو حاصل عشقی 
پســ ـرم...مامانت برای تو حرف هایی داره حرف هایی که به درد روزهای عاشقیت می خوره... 
عزیز دلم ! یک وقتهایی زن_ رابطه بی حوصله و اخموست، روزهایی میرسه که بهونه می گیره. 
بدقلقی می کنه و حتی اسمتو صدا می کنه و تو به جای جانم همیشگی می گی :"بله" 
و اون میزنه زیر گریه.... 
زنها موجودات عجیبی هستند پسرم... 
موجوداتی که می تونی با محبتت آرومشون کنی و یا با بی توجهیت از پا درشون بیاری... 
باید برای اینجور وقتها آماده باشی. 
باید یاد بگیری که نازش رو بکشی... 
عزیزم. پسر مغرور و دوست داشتنی من!!! 
ناز کشیدن شاید کار مسخره ای به نظر برسه، اما باید یاد بگیری.... 
زن ها به طرز عجیبی محتاج لحظه هایی هستن که نازشون خریدار داره... 
میدونی؟ این ویژگی زنه گاهی غصه هاش مجبورش می کنن به گریه...! خیلی پاپی دلیل گریه ش نشو... 
همیشه نیازی نیست دنبال دلیل و چرا باشی تا بخوای راه حل نشون بدی.... 
گاهی فقط باید بشنویش. 
بذاری تو بغلت گریه کنه و بعد فقط دستش رو بگیری و ببریش بیرون یه هدیه کوچولو براش بگیری و بگی که چقدر خوشگله!. 
ازش تعریف کنی و باهاش حرف بزنی... 
یاد بگیر که با مردونگیت غصه هاشو آب کن نه از غصه آبش کنی ...... 
اگر هم پای فاصله در میونه کافی هست که نازش کنی... 
بهش زنگ بزنی و باهاش حرف بزنی ... 
اگر بازم گریه کرد و آروم نشد دلسرد نشو. 
باز هم صداش کن!!! عاشقانه صداش کن، حتی اگر واقعا خسته ای !!!! 
بهت قول میدم درست اون لحظه ای داری فکر میکنی این صدا کردنا ... 
فایده ای نداره و نمی خواد حرف بزنه و می خواد تنها باشه. 
بر می گرده طرفت و توی آغوشت خودشو رها می کنه و ... 
زن ها هیچ وقت این لحظه ها که پاش وایسادی و فراموش نمی کنن و همه انرژی که براش گذاشتی و بهت بر می گردونن... 
پسرم!!!! این روزها که می نویسم مادری هستم پر از آرزو
مادر تو با هزار امید برایت 
پی نوشت:با اقتباسی آزاد از تهمینه میلانی عزیز
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

مامان دنیز
9 دی 91 21:16
منم برم با دنیز در مورد عشقو عاشقی حرف بزنم یه وقت فردا پا نشه دست یه پسره رو بگیره بیاد بگه مامی این دوست پسرمه خخخخخ


مریم مامان بهار
10 دی 91 22:54
مادری که از حالا فکر عروسشه واقعا نمونس
عالی بود شادی


مريم ببين چه مادرشوهر خوبي هستم خيالت راحت باشه خخخخخخخخ